کارگاه: قلم زدن در بزرگراه دریا تا آسمان!!(15 آبان 1397)

کارگاه: قلم زدن در بزرگراه دریا تا آسمان!!
کارگاه سه جلسه ای در حوزه ی سفرنامه خوانی - مدرسین: تسهیلگران انجمن کتاب روشنا
انجمن کتاب روشنا: ادامه ی کارگاه هفته ی گذشته:
قلم زدن در بزرگراه دریا تا آسمان!!
سفرنامه خوانی با روشنا
خوشحال از این که توانسته ام از شرجیِ بیرون فرار کنم و خودم را به خنکای کولرهای گازی داخل فرودگاه برسانم، داشتم دور خودم چرخ می خوردم و دنبال سالن ترانزیت می گشتم که دستی به شانه ام خورد. برگشتم... و سرجایم خشکم زد!
با آن ردای بلند و دستار سفید بر سرش، انگار یک راست از توی کتاب های تاریخ بیرون آمده بود. گیجی من را نادیده گرفت و با صدایی رسا گفت: برایتان مقدور است از زاویه ای نیکو، تصویری از بنده بردارید که در آن نمای نمکین شوارع قیس هم منظور باشد؟ مع الاسف این افزار که بنده دارم از پیش رو تصویرهای خوبی برنمی دارد وگرنه شما را رنجه نمی داشتم!
بلی. همینم مانده بود که ابن بطوطه را در فرودگاه کیش ملاقات کنم و او با ملاطفت تقاضا کند که ازش عکس بگیرم چون دوربین جلوی گوشی اش سلفی های خوبی نمی گیرد!
همچنان که گوشی اش را -که خدایی اش چیز عتیقه ای بود! یک جور نوکیای عهد بوقی که احتمالاً از اولین گوشی های هوشمند جهان بوده!- این ور و آن ور می کردم تا "خیابان های نمکین کیش" هم پشت سر جنابش معلوم باشد، در خیال -یا در واقعیت؟ اصلاً مرز این دو تا کجا بود؟ کِی یکی به آن دیگری سرریز کرده بود که من نفهمیدم؟- پرواز کردم به آن جا که او سفرش را از آن آغاز کرده بود. به آن اوّلین بار که پایش به "بلاد عجم" باز شده بود. از صحرای عراق رسیده بود به عبّادان (آبادان)...
با روشنا همراه شوید در سفر به جهان سفرها و سفرنامه ها!
در سه سه شنبه ی پیاپی از ماه آبان (پانزدهم، بیست ودوم و بیست ونهم)
برای صحبت درباره ی سفرنامه و سفرنامه نویسی. خواندن پاره هایی از بهترین سفرنامه های گذشته و حال. و دیدار با یکی از سفرنامه نویسان معاصر.
دست خالی بیایید چون قرار است چیزهای خوشمزه ای توی مشتتان بگذاریم!
بازگشت به صفحه اصلی